اصول روانشناسی داد و ستد در بازارهای مالی

  • ۱۸ خرداد ۱۳۹۶
  • Agah
  • ۲۲ نظر
  • ۶۲۲۸ مشاهده
دادوستد در بازارهای مالی و اصول روانشناسی در آن (1)

نمی‌توان بدون آشنایی با بازارهای مالی و شناخت اصول معامله گری در آن‌ها، انتظار موفقیت و کسب بازدهی بالا از این بازارها را داشت. معامله‌گری موفق از جنبه‌های مختلفی اهمیت دارد و باید مورد بررسی قرار بگیرد، در غیر این صورت ممکن است فرد با شکست روبه‌رو شده و تصمیم به خروج از بازار سرمایه بگیرد. یکی از این جنبه‌ها، داد و ستد در بازارهای مالی و اصول روانشناسی در آن است.

در این مقاله، عناوین زیر را بررسی خواهیم کرد:

اصول روانشناسی داد و ستد در بازارهای مالی

خیال‌پردازی در برابر واقعیت

احساسات و هیجانات در برابر قدرت تحلیل

خرافات در برابر تفکر

توهم کمبود سرمایه

الگو گرفتن از دیگران

درس گرفتن از اشتباهات

چگونه به یک معامله‌گر حرفه‌ای تبدیل شویم؟

اصول روانشناسی داد و ستد در بازارهای مالی

عوامل بسیاری را می‌توان در روانشناسی داد و ستد در بازارهای مالی مورد بررسی قرار دارد که برخی از آن‌ها جنبه فردی دارند و به خود شخص برمی‌گردند و برخی نیز جنبه اجتماعی داشته و از حضور فرد در جامعه نشات می‌گیرند. در ادامه به معرفی برخی از مهم‌ترین این عوامل می‌پردازیم و اثرگذاری آن‌ها را بر رفتار فعالان بازار سرمایه مورد بررسی قرار می‌دهیم.

خیال‌پردازی در برابر واقعیت

بسیاری از کسانی که قدم به بازار سرمایه می‌گذارند، انتظار دارند یک شبه بتوانند رویاهایشان را در این بازار به واقعیت تبدیل کنند. این در حالی است که بورس، بازار انسان‌های واقع‌گراست و معامله‌گری در این بازار موفق است که با واقعیت‌های بورس روبه رو شود و شناخت خوبی از ویژگی‌ها و محدودیت‌های آن داشته باشد.
همچنین فعالان بازار سرمایه باید شناخت خوبی از خود و شخصیت مالی‌شان به دست آورند. اینکه تا چه میزان حاضرند ریسک این بازار را بپذیرند، تا چه اندازه امکان دارد تحت تاثیر احساسات و هیجانات خود عمل کنند، چه مدت می‌توانند برای کسب سود در بازارهای مالی صبر کنند و در نهایت چه اهدافی را در این بازار دنبال می‌کنند.
سرمایه‌گذاران واقع‌گرا درک می‌کنند که چه اتفاقی در بازار در حال وقوع است و می‌دانند که چگونه باید در مقابل آن واکنش نشان دهند. آن‌ها اقدام به تحلیل بازار می‌کنند، عکس‌العمل‌های خود را مورد بررسی قرار می‌دهند و یک برنامه واقع‌بینانه طراحی می‌کنند چرا که یک معامله‌گر حرفه‌ای با توهم و رؤیا زندگی نمی‌کند.

احساسات و هیجانات در برابر قدرت تحلیل

یک معامله‌گر موفق بازار سرمایه باید بر تقویت مهارت‌ها و تحلیل درست بازار و اتفاقات آن تمرکز کند و نباید احساسات را مبنای معاملات خود قرار دهد. بورس فرصت‌های زیادی برای موفقیت و کسب سود در اختیار سرمایه‌گذاران قرار می‌دهد اما به همان میزان فرصت‌های خودویرانگری را نیز برای آن‌ها فراهم می‌کند.
بها دادن به احساسات و هیجانات برای معامله‌گران این بازار بسیار گران تمام می‌شود. پس اگر ندانید که به کجا می‌خواهید بروید، سرانجام خود را در جایی خواهید یافت که نمی‌خواستید.
احساسات شما به‌طور مستقیم بر روی کم‌ و زیاد شدن حساب‌تان تأثیر می‌گذارد. موفقیت و شکست شما به‌عنوان یک معامله‌گر بستگی به این دارد که چقدر بتوانید احساسات خود را کنترل کنید.

خرافات در برابر تفکر

«من باختم چون به اطلاعات مخفی بازار سرمایه دسترسی نداشتم.» تفکراتی از این دست هیچ کمکی به فعالان بورس برای موفقیت در این بازار نخواهد کرد. چیزی که برندگان و بازندگان این بازار را از هم جدا می‌کند نه هوش فراوان است و نه اطلاعات محرمانه و نه تحصیلات عالی بلکه داشتن نظم و چهارچوب مشخص و به دست آوردن دانش کافی از بازار و تحلیل اتفاقات و رخدادهای آن است.
اتفاقا تحلیل تکنیکال شاید به شما کمک کند تا خرید و فروش‌هایی را که توسط صاحبان اطلاعات نهانی انجام می‌گیرد، شناسایی کنید. نمودارها بازتاب تمام معاملاتی است که به‌وسیله همه معامله گران انجام می‌شوند، حتی صاحبان اطلاعات نهان نیز مانند دیگر معامله‌گران رد پای خود را روی نمودار به‌جای می‌گذارند و این هنر افراد است که بتوانند این رد پا را دنبال کنند.

توهم کمبود سرمایه

بسیاری از کسانی که در بازار سرمایه راه به جایی نمی‌برند، فکر می‌کنند که اگر سرمایه بیشتر و حساب بزرگ‌تری داشتند، حتماً در این کار موفق می‌شدند. این در حالی است که اگر سرمایه بیشتری هم در اختیار آن‌ها قرار دهید، باز هم به نتیجه دلخواه‌شان در بازار نخواهند رسید. چرا که دلیل عدم موفقیت‌شان، کمبود سرمایه نیست، نداشتن دانش کافی از بورس و روش‌های تحلیل این بازار است.
یک معامله‌گر ناموفق به همان سرعتی که یک حساب کوچک را نابود می‌کند، می‌تواند یک حساب خیلی بزرگ را هم نابود کند. او بیش‌ از اندازه معامله می‌کند و مدیریت سرمایه را رعایت نمی‌کند. ریسک‌هایی انجام می‌دهد که بیش از ظرفیت سرمایه‌اش است و فارغ از میزان کارآمدی سیستم معاملاتی خود، با یک سلسله معاملات بد و احساساتی تمام سرمایه‌اش را از دست می‌دهد.
مدیریت سرمایه و ریسک در مسیر سرمایه‌گذاری در بورس از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. کسی که می‌خواهد حضوری موفق در این بازار داشته باشد، باید چندین سال را به یادگیری شیوه صحیح معامله‌گری اختصاص دهد و در ابتدای کار هم تمام سرمایه خود را درگیر نکند.
آماتورهای بازار سرمایه برخلاف حرفه‌ای‌ها انتظار ضرر در یک معامله را ندارند و نمی‌خواهند بپذیرند که ضرر هم جزئی از فرآیند معامله‌گری در بورس و سایر بازارهای مالی است.
اعتقاد به اینکه مشکل من در بورس تنها کمبود سرمایه است، باعث می‌شود که این‌گونه معامله گران از پذیرفتن دو حقیقت تلخ شانه خالی کنند: نداشتن انضباط در معامله‌گری و فقدان یک مدیریت سرمایه صحیح در انجام معاملات

الگو گرفتن از دیگران

برخی از معامله‌گران بازار سرمایه به ویژه در موقعیت‌هایی که در بازار تحت فشار قرار می‌گیرند به دنبال رهبری پرقدرت و تأثیرگذار و افرادی می‌گردند که فکر می‌کنند با الگوبرداری از آن‌ها می‌توانند در بازار موفق‌تر عمل کنند.
این در حالی است که افراد با شخصیت‌ها و اهداف مختلف پای به بازار سرمایه می‌گذارند و برای حضوری مستمر و باثبات در این بازار، باید استراتژی خود را برای موفقیت در بورس و بازارهای مالی داشته باشیم.
یا اینکه بسیاری از مردم تصور می‌کنند که اگر هم‌رنگ جماعت شوند، موفقیت بیشتری کسب می‌کنند. در حالی که معامله‌گری در بازارهای مالی موفق‌تر است که مستقل فکر کند و براساس ویژگی‌های شخصیتی و اهدافش از حضور در این بازار، استراتژی معاملاتی خود را مشخص کند.

درس گرفتن از اشتباهات

عده کمی هستند که به مشکلات خود پی می‌برند و سعی می‌کنند در ادامه مسیرشان آن‌ها را تکرار نکنند. سعی کنید در بازار سرمایه هم، تقصیر شکست‌ها را به گردن بدشانسی و دیگران نیندازید و مسئولیت نتایجی که به دست می‌آورید را صادقانه بپذیرید.
تمام معاملات خود را با دلیل ورود و خروج ثبت کنید و الگوهای تکرار شده موفقیت و شکست‌های خود را پیدا کنید. آن‌هایی که از ناکامی‌های گذشته درس نگیرند، محکوم‌به تکرار آن در آینده هستند؛ مانند صخره‌نوردی که در هنگام صعود به یک طناب ایمنی نیاز دارد شما نیز باید با استفاده از روانشناسی داد و ستد در بازار سرمایه، یک حاشیه امنیت برای خود فراهم کنید.

چگونه به یک معامله‌گر حرفه‌ای تبدیل شویم؟

برای موفقیت در بازار سرمایه باید این بازار و خودتان را به‌خوبی بشناسید، بی‌طرف باشید و منطقی رفتار کنید. در ادامه به مواردی اشاره می‌کنیم که می‌توانند به یک معامله‌گر غیرحرفه‌ای، ناآرام و ناآماده برای تبدیل شدن به یک معامله‌گر ‌نیمه حرفه‌ای و در نهایت حرفه‌ای بورس کمک کنند.

  • افق زمانی‌تان را برای کسب سود در این بازار تغییر دهید و تصمیم بگیرید که برای مدت طولانی در بورس باقی بمانید.
  • برای معامله کردن حرص نزنید و عجله نکنید. بیشتر وقت خود را به یادگیری اختصاص دهید چون بازار همیشه وجود دارد و به شما فرصت معاملات خوب را برای همیشه خواهد داد.
  • تا می‌توانید بیاموزید، مطالب افراد حرفه‌ای را بخوانید و به صحبت‌هایشان گوش کنید اما هر چیزی را به‌ صورت ۱۰۰ درصد نپذیرید و با سؤالات خود به همه چیز کمی شک کنید تا بتوانید به اطمینان لازم برای معامله‌گری در این بازار دست پیدا کنید.
  • یک روش تحلیل برای خود در نظر بگیرید. بازارهای مالی ابعاد مختلفی دارند، پس‌روشی را باید انتخاب کرد که زوایای مختلف را پوشش دهد.
  • به مدیریت سرمایه و ریسک در بازار توجه بسیار زیادی داشته باشید. هدف اول شما باید بقا در بازار برای مدت طولانی باشد. سپس رشد تدریجی را مد نظر قرار دهید و پس از آن‌ها به سراغ کسب سودهای خوب در بازار بروید.

سخن آخر

در این مطلب به سراغ داد و ستد در بازارهای مالی و اصول روانشناسی در آن رفتیم. بورس بازار گسترده‌ای است و ابعاد و جنبه‌های مختلفی دارد. روانشناسی داد و ستد یکی از این ابعاد است که توجه به آن می‌تواند به مدیریت بهتر سرمایه در این بازار و در نهایت کسب بازدهی بیشتر از بورس کمک کند. توجه به واقعیت‌ها، دوری از احساسات و هیجانات، داشتن استراتژی شخصی معامله‌گری در بورس و مواردی از این دست، اصولی هستند که در روانشناسی بازار سرمایه باید به آن‌ها توجه کرد.

22 پاسخ به “اصول روانشناسی داد و ستد در بازارهای مالی”

  1. agah01287 گفت:

    اساسی ترین اموزش قبل تکنکیال و فاندامنتال همین بحث نظم روانشناسی هستش

    ۰
  2. agah07968 گفت:

    سلام و خسته نباشید?
    ممنون از تازه های بلاگ..
    یه توصیه به همه دوستان:
    لطفا رئالیسم باشید?

    ۰
  3. agah53774 گفت:

    برای یک معامله خوب فقط شناسایی سهم خوب و قیمت خرید مناسب ملاک نیست ، مهم تر این این دو تعیین حد ضرر برای یک معامله است . به نظر من بیشتر افرادی که ضرر می کنند یا به سود مورد نظر خود در یک معامله نمی رسند قرار ندادن حد ضرر و مدت زمانی رسیدن به سود است .شاید یک سهم بتواند در طی ۱۰ سال ۵ برابر شود ولی باید در نظر داشت ۵ برابر شدن سرمایه ارزش ۱۰ سال صبر کردن و نگه داشتن سهم را دارد ؟ شاید در طی این ۱۰ سال بشود با سود های اندک در دیگر معملات به همین بازدهی و یا بیشتر از ان دست یافت.

    ۰
  4. akbari16085 گفت:

    سنگین بود ما که خوب نفهمیدیم

    ۰
    • Bashgah گفت:

      سلام
      دوست عزیز اگر با ابهامی یا سوالی مواجه شدید و یا اصطلاحی را نمی دانید،
      می توانید از همین طریق بپرسید.

      ۰
  5. Salhivand گفت:

    با سلام
    بسیا عالی ، ایکاش این مطلب رو خیلی زودتر از اینها توی سایت میزاشتین.
    خیلی کارایی داره .خداقوت.

    ۰

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عدد را وارد کنید: