تحلیل بنیادی چیست؟ (Fundamental Analysis)

  • ۶ شهریور ۱۳۹۸
  • agah4
  • ۱۳۵ نظر
  • ۳۲۵۹۶ مشاهده
تحلیل بنیادی چیست

سرمایه گذاری در بورس یکی از راه‌های افزایش دارایی، متناسب با افزایش تورم است اما احتمالاً این دغدغه برای اکثر فعالان بازار سرمایه وجود دارد که چگونه در بازار بورس سهام خوب را شناسایی کنند تا با یک سرمایه‌گذاری مطمئن، به بازدهی مطلوب برسند. برای سرمایه‌‌گذاری در بورس، باید اطلاعات کافی درباره روش‌های سرمایه‌گذاری، بازارها و ابزارهای مختلف کسب کنیم. توجه داشته باشید که جست‌وجوی اخبار و اطلاعات به ‌تنهایی برای انجام یک سرمایه‌گذاری هوشمندانه در بازار بورس، کافی نیست. این اطلاعات باید مورد بررسی قرار گیرد و وضعیت بازار و سهام به‌ درستی ارزیابی شود تا بتوان انتخاب‌های بهتری در فرآیند تصمیم‌گیری داشت. تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال دو بازوی قدرتمند در بازار بورس هستند که با استفاده از آن‌ها می‌توانیم نگرش صحیحی نسبت به بازار بورس داشته باشیم و آن را به دقت ارزیابی کنیم. برای درک بهتر این مساله که تحلیل بنیادی چیست؟ و چه تفاوت‌هایی با تحلیل تکنیکال دارد، با ما در این مقاله همراه باشید.

تحلیل بنیادی چیست؟

تحلیل بنیادی روشی است که با استفاده از آن، افراد می‌توانند ارزش ذاتی اوراق بهادار را با عوامل مختلف اقتصادی و مالی محاسبه کنند. تحلیل بنیادی هر عاملی را که بر ارزش سهم تأثیر می‌گذارد در نظر می‌گیرد. در این تحلیل، از عوامل اقتصاد کلان مانند شرایط اقتصادی و وضعیت سایر بازارها تا عوامل اقتصاد خرد مانند عملکرد مدیریت شرکت، مورد توجه قرار می‌گیرد. اما هدف از تحلیل بنیادی چیست؟

هدف نهایی تحلیل بنیادی این است که سرمایه‌گذار بتواند با توجه به قیمت فعلی سهم، به این نتیجه برسد که سهم بیش از ارزش خود قیمت‌گذاری شده است یا ارزشی کمتر از قیمت بازار دارد. همه تحلیل‌گران سهام تلاش می‌کنند تا با استفاده از عوامل خرد و کلان بتوانند به قیمت واقعی سهم دست یابند. آن‌ها وضعیت کلی اقتصاد مانند نرخ بهره، وضعیت صنعت و شرکت‌ها را در نظر می‌گیرند، سپس به ارزیابی اوراق بهادار مورد نظر خود بپردازند.
درآمد، دارایی، فروش، بازدهی، بدهی، حاشیه سود و رشد در آینده، عواملی هستند که برای تخمین ارزش و پتانسیل رشد شرکت مورد توجه قرار می‌گیرند. همه این اطلاعات در صورت‌های مالی یک شرکت در دسترس است. تحلیل بنیادی می‌تواند علاوه بر سهام، برای ارزیابی هر نوع اوراق بهادار دیگری مانند اوراق بدهی یا مشتقه نیز مورد استفاده قرار گیرد.

سرمایه‌گذاری و تحلیل بنیادی

اگر ارزش ذاتی به ‌دست ‌آمده بیشتر از قیمت فعلی سهم در بازار باشد، به ‌اصطلاح گفته می‌شود که سهم کم قیمت‌گذاری شده است و دارای حباب منفی بوده که انتظار می‌رود سهم در آینده رشد کرده و حباب منفی خود را پر کند. در مقابل اگر ارزش ذاتی سهم کمتر از قیمت فعلی بازار باشد، گفته می‌شود که سهم بالاتر قیمت‌گذاری شده و اصطلاحا سهم دارای حباب مثبت است و انتظار می‌رود که قیمت آن در بازار کاهش یابد. تحلیل‌گرانی که بتوانند به ارزش واقعی سهم دست یابند، می‌توانند از این فرصت برای کسب سود بیشتر نفع ببرند. به عبارت دیگر، سهم‌هایی را که قیمت فعلی آن‌ها از ارزش ذاتی خود پایین‌تر هستند را خریداری کنند و یا سهم با قیمت بیشتر از ارزش واقعی را قبل از این که بازار به تعادل برسد، به فروش برسانند.

ارزش ذاتی چیست؟

یکی از مفروضات اولیه تحلیل بنیادی این است که قیمت بازار سهام، به ‌طور کامل ارزش واقعی سهم را نشان نمی‌دهد. در مفاهیم بنیادی ارزش واقعی همان ارزش ذاتی است. برای مثال تصور کنید که قیمت خرید و فروش (قیمت بازار) سهمی ۲۰۰۰ ریال باشد، با بررسی‌های بنیادی ممکن است شما دریابید که ارزش ذاتی آن ۲۵۰۰ ریال بوده و در نتیجه سهم پتانسیل رشد دارد.
در این شرایط، واضح است که افراد سهمی را می‌خرند که قیمت آن به ‌طور قابل ‌توجهی کمتر از ارزش ذاتی خود باشد. این رفتار باعث می‌شود تا دومین فرض تحلیل بنیادی را در نظر بگیریم که بیان می‌کند بازار در بلندمدت نسبت به تحلیل بنیادی واکنش نشان می‌دهد تا قیمت‌ها را به تعادل برساند.

عوامل کمی و کیفی در تحلیل بنیادی

در تحلیل بنیادی هر مولفه‌ای که مرتبط با شرایط اقتصادی و شرایط یک شرکت باشد، مهم است؛ از موارد کمی مانند درآمد و سود تا موارد کیفی مانند کیفیت مدیریت و اعتبار شرکت که تعیین‌کننده سهم بازار هستند.

عوامل کمی 

عوامل کمی، قابل‌اندازه‌گیری به‌ صورت عدد هستند و دقت بیشتری را در ارائه تحلیل نشان می‌دهند؛ مانند سود سالیانه، میزان دارایی‌ها، بدهی‌ها، مخارج و … . تحلیلگران بنیادی از اطلاعات کمی استفاده می‌کنند تا تصمیمات سرمایه‌گذاری خود را انجام دهند. صورت‌های مالی هر شرکت که وضعیت و عملکرد مالی آن شرکت را نشان می‌دهد، اطلاعات کمی را برای تحلیلگران ارائه می‌دهند. سه صورت مالی مهم ترازنامه، صورت سود و زیان و صورت جریان وجوه نقد است که در ادامه به توضیح هر یک از آن‌ها می‌پردازیم.

ترازنامه: ترازنامه نشان‌‌دهنده گزارش دارایی‌ها و بدهی‌های یک شرکت در برهه‌ای از زمان است. معادله‌ای که در صورت ترازنامه به کار گرفته می‌شود به ‌صورت زیر است:

دارایی‌ها = بدهی‌ها + حقوق صاحبان سهام

دارایی‌ها شامل موجودی نقد، مواد و کالا، سرمایه‌گذاری‌ها، املاک و دارایی‌های ثابت مشهود و نامشهود و سایر دارایی‌ها می‌شود. بدهی‌ها نیز شامل بدهی‌های جاری مانند تسهیلات مالی و بدهی‌های غیر جاری است. سود و زیان انباشته، سهام سرمایه، کسر سهام و اندوخته‌های شرکت نیز از اجزای حقوق صاحبان سهام هستند. با مقایسه اطلاعات ترازنامه در سال‌های مختلف، می‌توان عملکرد شرکت را برآورد کرد و میزان رشد آن در آینده را به دست آورد.

صورت سود و زیان: صورت سود و زیان نتیجه عملکرد یک شرکت را طی زمانی مشخص نشان می‌دهد. این صورت خلاصه‌ای از گزارش سود یا زیان، درآمدها و هزینه های یک کسب و کار است. این گزارش فعالیت‌هایی را نمایش می‌‌دهد که باعث تغییرات در درآمد و هزینه و ایجاد سود یا زیان می‌شوند. به‌طور خلاصه سود یا زیان یک دوره مالی را می‌توان از کسر کردن هزینه‌ها از درآمدها به دست آورد.

صورت جریان وجوه نقد: صورت سود و زیان جامع، گزارش جامعی از تغییرات افزایشی یا کاهشی ناشی از درآمدها و هزینه‌ها را طی دوره مالی نشان می‌دهد. این صورت، سود یا زیان خالص را طبق صورت سود و زیان و سایر درآمدها و هزینه‌های شناسایی‌شده، به نمایش می‌گذارد.

عوامل کیفی

عوامل کیفی مورد بررسی در تحلیل بنیادی، بر اساس میزان کیفیت و سایر مشخصات غیرقابل‌ اندازه‌گیری مورد بررسی قرار می‌گیرند. این نوع عوامل که شامل کیفیت نحوه عملکرد مدیران اجرایی، مجوزها و گواهینامه‌ها، اعتبار نام تجاری و تکنولوژی‌های مورد استفاده شرکت هستند، دقت کمتری در فرایند ارزیابی خواهند داشت. عوامل مهم برای بررسی یک شرکت در تحلیل بنیادی به ‌صورت کیفی، به شرح زیر است:

مدل تجاری: نوع کسب ‌وکاری که شرکت انجام می‌دهد را باید از طریق سؤالاتی مانند شرکت دقیقاً چه فعالیتی انجام می‌دهد؟ آیا درآمد شرکت از اجرای مدل اصلی کسب ‌وکار خود به دست می‌آید یا خیر؟ و سایر سؤالات مرتبط به دست آورد.
مزیت رقابتی: موفقیت بلندمدت یک شرکت به ‌طور عمده به توانایی آن در ایجاد و نگه‌داشتن مزیت رقابتی، سهم از بازار و استراتژی‌های مرتبط با شرایط بازار بستگی دارد.
مدیریت: بسیاری از افراد بر این عقیده هستند که مهم‌ترین عامل برای سرمایه‌گذاری در یک شرکت، مدیریت آن است. با وجود بهترین مدل تجاری، اگر مدیران شرکت توانایی پیاده‌سازی آن را نداشته باشند، اهداف مطلوب شرکت به دست نخواهد آمد. سرمایه‌گذاران خرد می‌توانند درباره تیم مدیریت یک شرکت، از عملکرد حرفه‌ای و بررسی سوابق آن‌ها اطلاعات کافی را کسب کنند.

نکته: هیچ‌کدام از عوامل کمی و کیفی تحلیل بنیادی، به‌تنهایی کافی و خوب نیستند. بیشتر تحلیلگران هردوی عوامل در مورد یک شرکت و سهم را باهم در نظر می‌گیرند.

تجزیه و تحلیل نسبت‌های مالی

تجزیه و تحلیل نسبت‌های مالی، روابط بین اطلاعات موجود در صورت‌های مالی را نشان می‌دهد. این نسبت‌ها برای ارزیابی در چهار گروه محاسبه می‌شوند که در ادامه به توضیح هرکدام می‌پردازیم:

نسبت‌های نقدینگی: نسبت‌های نقدینگی برای سنجش توان شرکت در عمل به تعهدات کوتاه‌مدت استفاده می‌شوند تا بتوان میزان وام و اعتبار دریافتی یک شرکت را سنجید. سرمایه‌گذاران با این نسبت‌ها می‌توانند میزان ریسک سرمایه‌گذاری در یک شرکت را بررسی کنند و مقادیر محاسبه ‌شده را در دوره‌های مختلف با مقادیر میانگین صنعت مقایسه کنند. نسبت جاری و نسبت آنی جزو نسبت‌های نقدینگی هستند.

نسبت‌های سودآوری: نسبت‌های سودآوری گروهی از نسبت‌ها هستند که برای بررسی عملکرد شرکت درزمینه سودآوری آن، موردتوجه قرار می‌گیرند. نسبت سود ناخالص به فروش، نسبت سود عملیاتی، نسبت بازده فروش، نسبت بازده ارزش ویژه، نسبت بازده دارایی‌ها و نسبت بازده سرمایه در گردش را در گروه نسبت‌های سودآوری می‌توان نام برد. برای کسب اطلاعات بیشتر می‌توانید مطلب «نسبت‌های مالی: سودآوری و نقدینگی» را مطالعه کنید.

نسبت‌های فعالیت: نسبت‌های فعالیت به سرمایه‌گذاران کمک می‌کند تا عملکرد یک شرکت را در زمینه‌های تولید، وصول مطالبات و فروش آن بررسی کنند. اطلاعات مورد نیاز محاسبه نسبت‌های فعالیت، از ترازنامه و صورت سود و زیان به دست می‌آید. دوره گردش موجودی کالا، نسبت گردش دارایی، نسبت گردش دارایی‌های ثابت، دوره وصول مطالبات، دوره گردش عملیات، نسبت موجودی کالا به سرمایه در گردش، نسبت گردش سرمایه جاری و نسبت دوره بازپرداخت بستانکاران جزو گروه نسبت‌های فعالیت هستند. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد نسبت‌های نقدینگی می‌توانید به مطلب «نسبت‌های فعالیت» مراجعه کنید.

نسبت‌های اهرمی: اعتبار دهندگان و بستانکاران یک شرکت می‌توانند با محاسبه نسبت‌های اهرمی، میزان ریسک شرکت درباره اعطای وام و تسهیلات را ارزیابی کنند. نسبت بدهی، نسبت دارایی ثابت به ارزش ویژه، نسبت کل بدهی به ارزش ویژه، نسبت مالکانه، نسبت حقوق صاحبان سهام به‌کل بدهی‌ها و نسبت حقوق صاحبان سهام به‌کل دارایی‌های ثابت ازجمله نسبت‌های اهرمی هستند. برای کسب اطلاعات بیشتر می‌توانید مقاله «نسبت‌های سرمایه‌گذاری (اهرمی)» را مطالعه کنید.

منتقدان تحلیل بنیادی چه می‌گویند؟

بزرگ‌ترین منتقدان تحلیل بنیادی به دو گروه تقسیم می‌شوند:

• تحلیل‌گران تکنیکال
• حامیان فرضیه بازار کارا

تحلیلگران تکنیکال: تحلیل تکنیکال یکی دیگر از روش‌های تحلیل سهام است؛ اما تحلیل تکنیکال بر اساس سرمایه‌گذاری‌ها یا به‌ طور دقیق‌تر، معاملات روی قیمت و حجم معاملات سهام است که با استفاده از نمودارها و سایر ابزارها انجام می‌شود و موارد بنیادی سهم را نادیده می‌گیرد. یکی از موارد مهم در تحلیل تکنیکال این است که بازار به ‌صورت خودکار تمام مولفه‌ها را در نظر می‌گیرد، همه اخبار درباره قیمت سهم هم ‌اکنون موجود است؛ همچنین تحرکات قیمتی سهم دید بیشتری نسبت به اصول بنیادی به سرمایه‌گذاران می‌دهد.

حامیان فرضیه بازار کارا: حامیان فرضیه بازار کارا، تحلیل بنیادی و تکنیکال را کامل نمی‌دانند. فرضیه بازار کارا بیان می‌کند که در یک بازار کاملاً کارا، رسیدن به تحلیل از طریق تحلیل بنیادی و تکنیکال غیرممکن است، همه اطلاعات به یک ‌میزان و به‌سرعت در قیمت‌ها منعکس می‌شود و درنتیجه کسب سودهای غیرعادی را برای افراد غیرممکن می‌کند.

کلام آخر

بهترین استراتژی برای فعالیت در بازار بورس و هم‌چنین کسب سود از آن، استفاده از ابزارهای موجود است. دو ابزار بسیار مهم و کاربردی که به فعالان بازار بورس کمک می‌کند تا گزینه‌های سرمایه‌گذاری را ارزیابی و انتخاب کنند، تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال است. هرکدام از این تحلیل‌ها روش‌های مختلف مخصوص به خود را دارند و استفاده از آن‌ها برای حضور بهتر در بازار بورس الزامی است. تحلیل بنیادی یک استراتژی تحلیلی در بازه زمانی بلندمدت است و اعتقاد دارد قیمت سهام در بلندمدت به سمت ارزش ذاتی یا واقعی آن حرکت خواهد کرد. در این مقاله مولفه‌ها و معیارهای مهم را در تحلیل بنیادی بررسی کردیم.

 

135 پاسخ به “تحلیل بنیادی چیست؟ (Fundamental Analysis)”

  1. AV5711 گفت:

    با تشکر از شما بابت آموزش های لازم.

    ۰
  2. AS0895 گفت:

    تحلیل بنیادی بهترین راه برای معملاته به خصوص اگه تکنیکال چاشنیش بشه

    ۱
  3. AU5959 گفت:

    من بطورکلی روش تحلیل بنیادی رابرای بازار سرمایه ترجیح می دهم ولی از تکنیکال هم استفاده می کنم .اما رفتار هیجانی بعضی افراد در بورس آدم را مایوس میکند.درهمین یک ماه بسیاری ازسهم های بنیادی رشدی نداشتند ازجمله فولاد

    ۳
  4. BE4921 گفت:

    مطالب مفیدی بود. اگر امکان دارد مثالهایی نیز ذکر کنید که کاربرد تحلیل بنیادی ملموس تر شود. ممنون

    ۲
  5. BB0745 گفت:

    مطالب زیباتون خوندم . ی سوال دارم برای دریافت وام قرض الحسنه و یا دریافت اعتبار باید فرم مخصوصی تو کارگزاری آگاه پر کنم یا نه؟

    ۴

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

عدد را وارد کنید:

1 2 3 20